یه دوستی داشتم چهار سال پیش بهم گفت بیا با هم اقدام کنیم برای مهاجرت به کانادا. خیلی اصرار کرد، چون زبان فرانسه بلدم برام امتیاز محسوب می شد. اما من قبول نکردم به چند علت. اول از همه دوری از خانواده برام سخت بود. دوم اینکه فکر میکنم برای مهاجرت و دل کردن از اصالتت و کشورت باید یه پول هنگفتی پس انداز داشته باشی که یه موقع تو کشور غریب مجبور به گدایی نشی و دلیل دیگه اینکه تازه با اون دختر آشنا شده بودم و اعتمادی بهش نداشتم. (کلا دیر به آدمها اعتماد میکنم)
خلاصه اینکه ایشون دو ماه پیش بالاخره با هر مشقتی بود مهاجرتشون درست شد و الان در شهر تورنتو حسابی در حال خوش گذرانی هستند و ما هر روز عکسهای مفصلی از زندگی جدیدش رو توی فیس بوک مشاهده میکنیم...
واقعیتش پشیمونم. ای کاش حرفش رو گوش داده بودم. حداقل این زندگی یه تغییری توش ایجاد می شد...
و اینکه با توجه به مشکلات منطقه فکر کنم مهاجرت کردن منطقی باشه!
ساقی می...
ما را در سایت ساقی می دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:49